طلانیوز- کیاداود اسفندیاری: پیش بینی قیمت دلار و پیش بینی نرخ ارز به طور کلی این روزها در ایران کار بسیار دشواری است.

پیش بینی قیمت سکه و قیمت طلا در بازار داخل هم بسیار دشوار شده است. زیرا قیمت طلا و سکه از قیمت جهانی تبعیت نکرده و بیشتر تابع قیمت دلار بوده و در مورد سکه قیمتها علاوه بر دلار تابع عرضه و تقاضای بانک مرکزی نیز هست.

 

اما برگردیم به سوال رایج که اینقدر خوانندگان طلانیوز و دوستان و آشنایان از ما پرسیدند که تصمیم گرفتیم یک بار بنویسیم و خیال همه را راحت کنیم.

 

برای محاسبه نرخ برابری ارزها روش های مختلفی وجود دارد، مبنای کالایی که بر اساس نرخ تورم کشورها محاسبه می شود(نظیر سبد کالایی مورد محاسبه بانک مرکزی یا مرکز آمار)، قدرت برابری خرید که در این روش میزان پول به کار گرفته شده برای یک سبد ثابت کالایی در چند کشور مورد مقایسه قرار گرفته و نرخ تبدیل محاسبه می شود. به عبارت دیگر باید تاثیرات تورم دو منطقه دو ارزی که می خواهند به هم تبدیل شوند بررسی شود.مثلا اگر تورم در منطقه ریال سالی 30 درصد باشد و در منطقه دلار سالی 2 درصد ارزش ریال در شرایطی که سایر متغیر ها خیلی تغییر نکند و مثلا عرضه و تقاضا برای دلار ثابت باشد، ریال در یک سال 28 درصد ارزش خود را در برابر دلار از دست می دهد.

 

روش دیگر بر مبنای تراز پرداخت ها است که مابه التفاوت میزان ارز وارد شده و خارج شده به کشور را مبنا قرار داده و با حجم نقدینگی مقایسه می کند. به عبارت دیگر عرضه و تقاضای ارز می تواند قیمتها را در بازار تعیین کند.

تلاش بانکهای مرکزی کشورها این است که به نوعی در این بازار ثبات یا حداقل نوسانات ایجاد شود. اما تغییرات گریزناپذیر است. زیرا واردات و صادرات کشورها و تراز ارزی کشورها تغییر می کند و از طرفی سیاستهای پولی و مالی و به طور کلی برنامه های اقتصادی ممکن است موجب ایجاد تورم یا تغییراتی در واردات و صادرات و تراز پرداختها شود.

 

گاهی اوقات کشورها عامدانه تلاش می کنند ارزش پول ملی خود را بالا یا پایین نگه دارند.مثلا چین سیاستی در پیش گرفته که ارزش پول ملی خود را پایین نگه دارد و با این حساب خرید کالاهای چینی برای سایر کشورها ارزان تمام شود. با این سیاست صادرات رونق می گیرد.

اخیرا دولت آمریکا نیز همین سیاست را به اجرا گذاشته است. اما در ایران و کشورهایی با اقتصاد تک محصولی و اقتصاد بسته و دولتی معمولا دولتها تلاش می کنند ارزش پول ملی را بالا نگه دارند تا واردات ارزان تمام شود و به این وسیله رضایت عمومی ایجاد شده و قیمتها بالا نرود. با اجرای این گونه سیاستهای ارزی معمولا تولید در این کشورها تحت فشار قرار گرفته و دولتها بدهکارتر شده و تورم نیز به دلیل چاپ پول بدون پشتوانه و متکی نبودن اقتصاد به تولید افزایش می یابد.

 

این دقیقا کاری است که در کشور ما پیگیری می شود. با وجود اینکه مثلا طی ده سال اخیر تورم نرخ بالایی داشته اما نرخ دلار و ارز به نسبت بالا نرفته که شاید خواست دولت برای کنترل قیمتها هدف اصلی بوده. البته افزایش درآمد ها نفتی نیز با افزایش عرضه به این موضوع کمک کرده است.

این شرایط موجب شده تولیدکنندگان به دلیل اینکه نمی توانند با رقبای خارجی رقابت کنند تحت فشار قرار گیرند. زیرا شرایط عادلانه نیست. مثلا یک خودروی ایرانی یا برنج ایرانی با نمونه خارجی مقایسه می شود و مصرف کننده می بیند قیمت نمونه خارجی نصف نمونه ایرانی است. در حالی  که اگر قیمت دلار مثلا 3000 تومان باشد آنوقت قیمت محصول ایرانی شاید از نمونه خارجی کمتر هم باشد. مثلا قیمت یک دستگاه پژو می شود به پول ما 50 میلیون تومان یا یک کیلیو برنج می شود 6 هزار تومان!

 

اما طی این سالها یک اتفاق دیگر هم افتاده است. وابستگی اقتصاد ایران به ارز به شدت افزایش یافته است. یعنی در شرایطی که سالی 10 تا 20 میلیارد دلار کفاف مخارج ارزی کشور را می داد ، با افزایش عرضه دلارهای نفتی طی سالهای اخیر این نیاز به نزدیک 100میلیارد دلار رسیده است.

برای اینکه چنین مشکلی پیش نیاید قرار بر این بود که صندوقی ایجاد شود و مازاد درآمد های نفتی در آن ذخیره شده و مستقیم وارد چرخه اقتصاد و مخارج جاری نشود. اما صندوق و ذخایرش بعد از چند سال همه خرج شد و موجودی اش منفی هم شد! و نتیجه اینکه اتفاقی که نباید بیفتد افتاد و نظیر معتادی که نیاز به مقدار بیشتری مخدر داشته باشد، اکنون کاهش 30 یا 40 درصدی درآمد نفتی برای کشور دشوار شده است.درحالی که تا همین چندسال پیش با نزدیک به 20 درصد این درآمد نفتی کشور اداره می شد.

 

اکنون برای پیش بینی قیمت دلار لازم است ورودی و خروجی ارز و تراز پرداختهای کشور را بررسی کنیم و نگاهی هم به تورم داخلی که محدوده 23 درصد از نظر بانک مرکزی و محدوده ای بیشتر از نظر مرکز آمار و بازهم محدوده ای بالاتر از نظر کارشناسان و مردم است هم داشته باشیم.برای پیش بینی ابتدا لازم است قیمت واقعی  فعلی تخمین بزنیم.

همه روشهای طرح شده برای محاسبه نرخ واقعی دلار مبنای علمی داشته و قابل اثبات هستند ولی آنچه در بازار ارز شکل می گیرد ورای این ارقام است، بازار ارز در مبنای عرضه و تقاضا مانند هر کالای دیگری به تعیین نرخ می پردازد، این نرخ البته قابل دستکاری است اگر در طرف عرضه و یا تقاضا انحصارگری وجود داشته باشد.

 

 

در اقتصاد ایران هم با توجه به سهم بالای دولت از اقتصاد در عمل طرف عرضه و تقاضا در انحصار دولت است، سهم صادرات غیر نفتی را اگر تصور کنیم همه توسط بخش غیر دولتی صورت می گیرد در نقطه اوج خود در سال 90 معادل 30 میلیارد دلار بوده و صادرات نفتی معادل 113 میلیارد دلار، بر این اساس سهم بخش غیر دولتی در طرف عرضه این بازار زیر 20 درصد خواهد بود، آنهم عرضه ای که با ضوابط بانکی به طور کامل در اختیار بانک مرکزی است.

 

بنابراین با هر روشی که محاسبه ارز را بخواهیم بر مبنای علمی انجام دهیم در نهایت آنچه قیمت ارز را تعیین می کند توقع و توان بانک مرکزی و دولت خواهد بود، رئیس کل بانک مرکزی چندی پیش در زمانی که به نظر می رسید دلار سیر نزولی پیدا کرده در مصاحبه ای گفت مگر در پنج سال پیش قیمت کالاها پایین آمده که انتظار دلار 1000 تومان را داشته باشیم، این نوع نگرش تعیین قیمت بر مبنای تورم را نشان می دهد، اگر بخواهیم بر این اساس قیمت را محاسبه کنیم با در نظر گرفته سالهای پایه متفاوت می توانیم قیمت هایی متفاوتی برای دلار محاسبه کنیم.

 

در این زمینه خبرگزاری فارس به نقل از میثم دهقان در مقاله ای نوشت: «یکی از روش های محاسبه نرخ ارز حقیقی، تعدیل نرخ ارز اسمی بر اساس مابه التفاوت تورم داخلی و خارجی است. در این استدلال انتخاب سال مبنا از اهمیت راهبردی برخوردار است. بهترین زمان برای تعیین سال مبنا، سالی است که عرضه و تقاضای ارز بدون دخالت دلارهای نفتی تعیین شده باشد. بنابراین با انتخاب سال  1340 و با فرض محاسبه مابه تفاوت تورم داخل ایران با آمریکا طی 50 سال گذشته، نرخ حقیقی دلار در سال جاری حدود 820 تومان برآورد می شود.همواره وضعیت نرخ حقیقی ارز از مسائل مناقشه بر انگیز طی سالیان اخیر در بین برنامه ریزان و صاحب نظران اقتصادی بوده است. یکی از روش های محاسبه نرخ ارز حقیقی، تعدیل نرخ ارز اسمی بر اساس مابه التفاوت تورم داخلی و خارجی است. در این استدلال انتخاب سال مبنا از اهمیت راهبردی برخوردار است و انتخاب سال های مبنای متفاوت نتایج بسیار متفاوتی را به دنبال دارد. به عنوان مثال سطح عمومی قیمت ها در ایران از سال 1340 تا ابتدای سال 1390 در یک دوره 50 ساله، 780 برابر شده است و سطح قیمت ها در کشور آمریکا با ارز خارجی دلار، 42.7 برابر شده است. بنابراین نسبت قیمتهای آمریکا به ایران طی دوره مورد نظر 105 برابر کاهش داشته است. چنانچه سال 40 را ،که در آن نرخ ارز اسمی معادل76 ریال بوده، به عنوان سال مبنا انتخاب کنیم، یک محاسبه ساده نشان می دهد که میزان نرخ ارز اسمی در سال 90 که نرخ ارز حقیقی در این سال را معادل سال مبنا قرار می دهد معادل 8190 ریال خواهد بود. به عبارت دیگر با لحاظ سال 40 به عنوان سال مبنا، قیمت 8190 ریالی ارز در سال 90، اثرات تورم در دو کشور را زدوده و نرخ ارز حقیقی را ثابت نگاه می دارد.»

 

حال اگر به همین روش بر مبنای، مابه التفاوت نرخ جهانی تورم با تورم داخلی بخواهیم نرخ دلار را با پایه قرار دادن سال 80 که ارز در کشور تک نرخی شده، بخواهیم نرخ برابری ریال و دلار را محاسبه کنیم، به قیمتی معادل 2884 تومان می رسیم. از سوی دیگر اگر بخواهیم مبنا را براساس قدرت برابری خرید محاسبه کنیم نرخ دلار در سال جاری میلادی بر اساس محاسبه صندوق بین المللی پول معادل 632 تومان خواهد بود.

 

این ارقام در حالی محاسبه می شود که آنچه واقعا در بازار قابل دسترسی است ارقام دیگری است، در5 ماهه نخست سال جاری قیمت هر دلار به طور متوسط به رقمی معادل 1900 تومان رسیده و نرخ رسمی بین بانکی معادل 1226 تومان است.

 

 

فاصله بین 2884 تا 1900 تومان در واقع تلاش دولت برای حمایت از مصرف کنندگان ایرانی ایجاد شده است و البته مابه التفاوت بین 632 تومان تا 1226 تومان رانت دولت از محل انحصار درآمدهای نفتی و مدیریت بازار ارز است.

 

مابه التفاوت بین 1226 تومان تا 1900 تومان هم رانتی است که دولت در اختیار وارد کنندگان قرار می دهد به عنوان حمایت از صادرات ولی زیان آن در واقع از جیب مصرف کننده پرداخت می شود.

 

اما پیش بینی نرخ دلار

اول اینکه پیش بینی قیمت دلار در کوتاه مدت کلا غیر ممکن است. زیرا شدیدا به اظهار نظرها و جو روانی ایجاد شده متاثر از آن بر می گردد.

عرضه دلار و سایر ارزها در بازار به دلایلی کاهش می یابد که توان دولت برای کنترل بازار را کاهش می دهد اما حذف نمی کند.

اصرار دولت برای کنترل قیمتها سر جای خود باقی است. به همین دلیل تقاضا برای دلار به دلیل نیاز به واردات کالاهای اساسی به قوت خود باقی است.

شیب تورم هنوز کاهش نیافته است و فعلا هم امیدی به کاهش آن نیست.این تورمی که اکنون قابل مشاهده است قبلا در افزایش شاخص بهای تولید کننده و افزایش هزینه های تولید خود را نشان داده بود اما به دلیل کنترل شدید قیمتها از سوی دولت در سطح خرد و مصرف کننده قابل لمس نبود که به تدریج خود را نشان می دهد. افزایش تورم به دلیل کاهش قدرت خرید نیاز به سرمایه گذاری روی طلا و ارز را افزایش می دهد و این موضوع موجب افزایش سرمایه گذاری روی دلار می شود. درحالی که تا این حد خرید دلار در حالت طبیعی رایج نیست.

 

تلاش دولت برای کاهش تقاضا برای دلار و سایر ارزها در جریان است. با توجه به اینکه امسال سال تولید ملی نامیده شده قرار بر این بوده که تلاش شود نیاز به کالای خارجی کاهش یابد.اما در عمل این برنامه موفق نبوده است.زیرا فشار وارده به تولیدکنندگان برای کنترل قیمتها موجب شده برخی از آنها تعطیل شوند.اما این برنامه همچنان در جریان است و ما هم مثل بقیه ایرانیان که مصالح کشور خود را دوست دارند امیدواریم موفق شود.

 

به دلیل تحریم ورود برخی کالاهای خارجی به کشور متوقف شده که نیاز ضروری به آنها وجود ندارد.این موضوع نیاز ارزی را کاهش می دهد.

 

مجموعه این جریانات می تواند حاوی این پیام باشد که گرچه پیش بینی قیمت دلار با توجه به اینکه نخست، کسی تصمیم های مقامات دولتی را نمی تواند پیش بینی کند دشوار است و دوم اینکه فضای سیاسی که بر قیمت دلار و نرخ ارز بسیار تاثیر گذار است نیز کاملا غیر قابل پیش بینی است( حداقل ما از پیش بینی ناتوانیم) اما روند کلی نشان دهنده افزایش نرخ ارز است. تلاش بانک مرکزی به گفته  رییس کل می تواند نوسانات شدید را حذف کند که البته آن هم این اواخر برعکس شد!

 

سیاست بانک مرکزی اکنون این است که با هر شیوه ای جلوی شتاب افزایش را بگیرد و شیب ملایم و روند آرامی برای این افزایش ایجاد کند که برای فعالان اقتصادی جریان ها و روندها قابل پیش بینی باشد.

 

در آخر این را هم اضافه کنم که در شرایط فعلی اگر چه خرید ارز و سکه برای افراد ممکن است از نظر مالی سودمند باشد.اما برای منافع جمعی مردم ایران بسیار زیان آور و مضر است. زیرا در این حالت سرمایه ها و پس اندازها هیچگونه ارزش افزوده ای برای کشور ایجاد نکرده و به ایجاد اشتغال هم کمک نمی کند. آنهایی که فکر می کنند با خرید طلا و سکه و ارز سود می برند گرچه ظاهرا سود می برند اما نتیجه ایجاد نشدن ارزش افزوده و ایجاد نشدن ایجاد دامان همه را خواهد گرفت و اگر همه بگویند به من چه؟

 

مثال آن کس که در کشتی کف کشتی را سوراخ می کرد و می گفت من فقط جای خودم را سوراخ می کنم به ذهن متبادر می شود.البته در ایران معمولا اینطور بوده که آنهایی که ظاهرا در سرمایه گذاری ها بازنده اند یک جور دیگر انتقام خود را از آنهایی که جلو افتاده اند خواهند گرفت. حالا یا مسالمت آمیز یا غیر مسالمت آمیز! اگر هم باهم برای حل مشکلات تلاش نکنند همه باهم در مشکلات گیر خواهند کرد! اینجاست که مفهوم سرمایه اجتماعی، اعتماد مردم به هم و مشارکت در حل مشکلات بیش از پیش ارزش خود را نشان می دهد.

چه می شود که ژاپنی ها بعد از روی دادن یک فاجعه به حالت عادی باز می گردند، آلمانی ها بعد از جنگ بلا فاصله رتبه های جهانی خود را پس می گیرند و ما نمی توانیم.

 

لینک کوتاه این مطلب برای به اشتراک گذاری: http://www.talanews.com/fa/k3ac6

اخبار و مطالب مرتبط:
جدیدترین اخبار و مطالب:
اخبار و مطالب گذشته: